۳۱.هسته

می گفت:ديگه از يک هسته کوچولو بدتر نيستی که اول از پوسته خودش مياد بيرون بعدشم از زير صد من خاک و سنگ و غيره راهشو باز می کنه و يک چيزی ميشه ؟ تازه اولشم کلی هراس خورده شدن را تجربه کرده و بعدشم انداخته بودنش دور !

/ 10 نظر / 2 بازدید
python

جدی جدی اين حرفا بايد به آدم روحيه بده . خوب من خيلی شکر ميکنم که هسته نيستم .

yassi

:)

فرید

سلام .... مثل هميشه عالی بود

پانته‌آ

خوب باز شانس داشته که روی زمين بارور افتاده، نه توی سطل آشغال!

کارگر معدن

مگه ما خودمون خواستيم که حالا بايد حسرت هسته نشدن رو بخوريم!؟ولی من اگه حق انتخاب داشتم دلم نميخواست هسته بشم!اينطوری که تو تعريف کردی خيلی وحشتناکه!

mordeshor

بابا ای ول خيلی عالی بود. اگه خواستی بشورمت يه سری به من بزن

python

ببخشيد خانم شما انرژی هسته ای توليد ميکنين؟

رضوان

سلام. اينجا رو خيلی دوست دارم. مثل هميشه.. راستی٬ وقتی به چهل رسيد٬ يک چهل تيکه ديگه اينجا ساخته ميشه؟ اميدوارم.

بي بي

واقعا روحيه گرفتم . مرسی. رفتم که سبز بشم. تو هم هميشه سبز باشی مثل بهار.