یک بغضی هست که اون ته ته دلمه و اصلا بهش اجازه نمی دم بیاد بالا.

فکر می کنم دیگر زمان احساسی برخورد کردن با قضایا گذشته ولی می بینم که هردم داره بر حجمش افزوده میشه

زیادم هست دلایلش و متفاوت

ولی الان وقتش نیست

نمی خواهم با والدم تصمیم بگیرم ولی بالغم هم  کاملا مطیع و تحت فرمانش است.

اینجا نوشتم که اگر یک روز این بغض اونقدر گنده شد که تمام وجودم را پر کرد و از پا انداختم  یادم بیفته که خودم نگذاشتم بیاد بالا.

کاش بتونم....

/ 1 نظر / 5 بازدید
یک نفر

سلام هرچی کودکت می گه گوش بده این وقتها