۳.۱۷- قاتل

می گفت : با کشتن احساس خود جنايت ديگری هم مرتکب ميشی به اسم وقت کشی !

/ 16 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
python

دخلتو می ارم اشغال {اینو من به خودم گفتم}

بي بي

ديبا جان بيا و اين بلاگ اسکای رو بيخيال شو و يک وبلاگ چرکنويس تو همين پرشن بلاگ درست کن. يا اينکه تو ورد بنويس و ذخيره کن تا زمانی که فصل پرتقال تمام بشه! و بتونی پست کنی سر جاش.

Ben Blair

به دلايلی خيلی برام مانوس بود... قربانی اين جنايت شدن خيلی سخته! خودت هم می دونی! خيلی ... بود!!

کارگرمعدن

خيلی چيز تازه ای نيست.وقتی رو که هميشه ميکشيم.....

Me...N

آره حتمآ يه فکری بکن برای اين وبلاگت تو بلاگ اسکای چون بدجوری داره ناز ميکنه...منکه فعلآ موقت اومدم تو همين پرشين بلاگی که دل خوشی ازش ندارم...تا بينم بعد چی ميشه. موفق باشي

donya

پس راست می گفت که منم قاتلم!حتما از اين لحاض گفته!

pooyan

Va che rast migoft !.....:) .... babye dear

scoop

That is a great bitter fact

نیوشا

سلام اومدم سلامی عرض کنم ...و شما را هم دعوت کنم که به من هم سری بزنيد راستی خوب وکوتاه و مفيد مينويسی ...موفق باشی